ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
9
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
را به او خبر داد . على عرضه داشت : پروردگارا تو خود او را فروگير . ابو مخنف مى گويد : و چون حسن بن على ( ع ) از خطبهء خود فارغ شد ، عمار بن ياسر برخاست ، نخست حمد و ثناى خدا و درود بر پيامبر ( ص ) بر زبان آورد و سپس چنين گفت : اى مردم برادر پيامبرتان و پسر عموى او از شما مى خواهد براى يارى دين خدا حركت كنيد ، و اينك خداوند شما را در مورد دو چيز در بوتهء آزمايش قرار داده است . نخست در مورد حرمت و حق دين شما و ديگر رعايت حق مادرتان - عايشه - و بديهى است كه حق دين شما واجب تر و رعايت حرمت آن بزرگتر است . اى مردم بر شما باد ملازمت با امامى كه لازم نيست ادبى به او آموخته شود ، فقيهى كه لازم نيست فقه و دانشى به او تعليم داده شود ، نيرومندى كه در جنگ درماندگى ندارد ، كسى كه در اسلام داراى چنان سابقهاى است كه هيچكس را فراهم نيست ، و اگر شما به حضورش رويد به خواست خداوند كار شما را براى شما روشن مى سازد . گويد : و چون ابو موسى سخنان حسن و عمار را شنيد ، برخاست و به منبر رفت و چنين گفت : سپاس خداوندى را كه ما را به وجود محمد گرامى داشت و پس از پراكندگى ما را جمع فرمود ، و پس از دشمنى و ستيز ما را برادران دوستدار يكديگر قرار داد ، و خونها و اموال ما را محترم و تصرف در آن را حرام فرمود ، و خداوند سبحان فرموده است : « اموال خود را ميان خودتان به ناحق مخوريد . » و نيز فرموده است : « و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد ، سزايش جهنم است و جاودانه در آن است . » اينك اى بندگان خدا از خدا بترسيد ، و سلاح خويش بر زمين نهيد و از جنگ با برادران خويش خوددارى كنيد . و سپس اى مردم كوفه اگر نخست از خدا فرمان بريد و سپس از من اطاعت كنيد ، گروهى برجسته از برجستگان عرب خواهيد شد كه هر نگران و درماندهاى به شما پناه خواهد آورد و هر بيمناكى ميان شما احساس امنيت خواهد كرد ، همانا على از شما مى خواهد حركت كنيد تا با مادرتان عايشه و طلحه و زبير كه دو حوارى رسول خدايند و مسلمانانى كه همراه ايشان هستند جنگ و جهاد كنيد . و من به اين فتنهها آگاهترم ، كه چون روى مى آورد شبههانگيز است و چون پشت مىكند نقاب از چهره برمى دارد . من بيم دارم كه دو لشكر شما به يكديگر حمله برند و جنگ كنند و كشتگان چون پلاس